نامه چهل و هفتم .... سیزده ماهگی رادین جونم
عزیز دل مامان، 13 ماهت رو هم تمام کردی و وارد چهاردهمین ماه تولدت شدی به سلامتی. شکر خدا سرماخوردگی شدیدی که پیدا کرده بودی تموم شد و تونستیم ببریمت و واکسن دوازده ماهگی رو زدی. خدا رو شکر این واکسن اصلا اذیتی نداشت و مثل واکسنهای سابق تب و درد نداشتی عزیز دلم
رادین جونم از تاریخ 2/25 شما تونستی دو سه قدم برداری . ولی هنوز یه ترسی تو وجودت هست که تمایلی نشون نمیدی به راه رفتن و هر زمان هم که میخوایم باهات تمرین کنیم بعد از چند قدم کوتاه خودت رو میندازی زمین که بری سراغ شیطنتات. در واقع هم شیطنتات اجازه نمیده که تمرین برای راه رفتن داشته باشی. چند روز پیش هم با بابایی رفتیم برات یکسری خرید کردیم که جزو خریدها یک واکر هم هست که قربونت برم به جای اینکه باهاش راه بری، سرگرم بازی با واکر میشی.
یک هفته پیش هم آرایشگر اومدند منزل و موهات رو کوتاه کردند. خیلی گریه کردی ولی چاره ای نیست پسر گلم. موهات بلند شده بود و توی گرمای هوا داشتی اذیت میشدی.


نامه چهل و هفتم .... سیزده ماهگی رادین جونم 
